سينما و تلفن
سينما و تلفن
در روزهايی كه همه دارند درباره آخرين فيلم آقای نولان حرف میزنند (چه آن را ديده باشند، چه نديده باشند!)، تماشای دومين فيلم او كه دوازدهسيزده سال پيش - دو سال قبل از «ممنتو» - ساخته، فارغ از هر زمينه ذهنی ديگر، دستكم به خاطر سازگار بودن با طبع مُدگريز (بله؛ «ازمُدافتاده») من كه عجلهای برای ديدن فيلمهای پرسروصدای تازه ندارم، خودبهخود انتخاب دلپذيرتریست؛ اما اين كه در انتهای فيلم احساس كنی كه فيلم بسيار خوبی هم ديدهای، علاوه بر طبع و سليقه، به سعادت آدم هم باز میگردد…
*
وقتی به ياد داشته باشی كه در تيتراژ انتهايی فيلم خواندهای: «نويسنده، كارگردان و فيلمبردار: كريستوفر نولان»، آنوقت توضيحهای نولان در حاشيه صوتی فيلم معنای ملموستری میيابد؛ آنجاها كه در اينباره حرف میزند كه همه فيلم بر اين اساس نوشته و ساخته شده كه بودجهای در كار نيست و بايد با تكيه بر خانواده و دوستان و امكانات موجود - بازی و خانه و انبار و آشپزخانه آنها - فيلمت را بسازی. اما نكته بسيار آموزنده فيلم «تعقيب» اين است كه پس از تماشايش تو را به اين نتيجه میرساند كه حتی اگر در موقعيتی فرضی، نولان بودجهای صدبرابر میداشت، باز هم بهترين حاصل، بیكموكاست همينیست كه استاد بيستوهفتهشتساله با دستهای خالی ساخته است. آقای نولان با فيلم «تعقيب» به آنها كه طالب آموختن هستند ياد میدهد كه «فيلم كمهزينه» نه يك اصطلاح اقتصادی، بلكه گونهای از فيلم هنریست كه بيش از جيب و حساب بانكی، قشر خاكستری مغزت را به چالش میطلبد. آقای نولان از اين چالش بسيار بسيار سربلند بيرون آمده است.